مقاله پژوهشی
شهرام مقدس فریمانی
چکیده
هدف این تحقیق، بررسی عاملهای تاثیرگذار بر انگیزه ادامه تحصیل هنرجویان دختر و پسر دوره دوم متوسطه هنرستانهای وزارت جهادکشاورزی بوده است. دیدمان تحقیق کمّی، به لحاظ ماهیت، کاربردی با رویکرد علّی-ارتباطی اجرا شده است. جامعه آماری کلیه هنرجویان شاغل به تحصیل در پایهتحصیلی دهم هنرستانهای دخترانه و پسرانه وزارت جهادکشاورزی در ...
بیشتر
هدف این تحقیق، بررسی عاملهای تاثیرگذار بر انگیزه ادامه تحصیل هنرجویان دختر و پسر دوره دوم متوسطه هنرستانهای وزارت جهادکشاورزی بوده است. دیدمان تحقیق کمّی، به لحاظ ماهیت، کاربردی با رویکرد علّی-ارتباطی اجرا شده است. جامعه آماری کلیه هنرجویان شاغل به تحصیل در پایهتحصیلی دهم هنرستانهای دخترانه و پسرانه وزارت جهادکشاورزی در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 214 تن بودند. حجم نمونه این مطالعه با استفاده از فرمول کوکران تعداد170 تن از هنرجویان هنرستانهای استانهای فارس، مازندران و گلستان تعیین شد که از طریق نمونهگیری تصادفی طبقهای با انتساب متناسب مورد نظرخواهی قرار گرفتند. ابزار گـردآوری دادههـا پرسشـنامه محقق سـاخته و حاوی پرسـشهای طراحی شـده منطبق با هدفهـا، و متغیرهای پژوهـش و بـا طیـف سـنجش لیکرت پنـج گزینـهای بود و از طریق مصاحبـه حضوری گـردآوری گردیـد. پایایی ابزار تحقیق با محاسبه محاسـبه پایایـی ترکیبـی بـه میـزان87/0 و ضریب آلفای کرونباخ (92/0) برای سنجش عاملهای مؤثر بر انگیزه تحصیل هنرجویان تعیین و برای تعیین روایی از روایی شکلی با نظرخواهی از کارشناسان و اعضای هیات علمی آموزشی مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی انجام شده نشان داد که عاملهای تاثیرگذار بر انگیزه ادامه تحصیل هنرجویان در هنرستانهای کشاورزی در هفت عامل؛ علاقه به کشاورزی و پیشرفت شغلی، روستازادگی و داشتن پیشینه کشاورزی، اجبار و ناچاری، امکانات رفاهی و رایگان بودن هنرستان، سهولت دسترسی هنرستان، تاثیر سایرین، توصیه دوستان و آشنایان قابل نامگذاری میباشد. یافتههای این پژوهش بر اهمیت رویکردی چندوجهی در ارتقای انگیزه تحصیلی هنرجویان هنرستانهای کشاورزی تأکید دارد. با توجه به عوامل شناساییشده، این تحقیق ب پیشنهاد میدهد که با بهرهگیری از روشهای فعال و مشارکتی تدریس، فراهم آوردن محیطهای یادگیری عملی، بهبود و تجهیز کارگاهها و امکانات آموزشی، تقویت امید به آینده شغلی از طریق ارتباط مؤثرتر با بازار کار و ارائه مشاوره شغلی مناسب، انگیزه دانشآموزان را برای انتخاب رشته کشاورزی افزایش دهند.
مقاله پژوهشی
هدا بهبودی؛ سید محمود حسینی؛ سید جمال فرج الله حسینی
چکیده
یکی از مهمترین چالشهای سازمانها در استقرار مدیریت دانش، شناسایی عوامل کلیدی موثر بر اجرای آن است؛ زیرا شناخت این عوامل ضمن تسهیل اجرای مدیریت دانش، از اتلاف منابع و ناکارآمدی برنامه ها جلوگیری میکند. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی، اعتبارسنجی و تبیین متغیرهای موثر بر پیادهسازی مدیریت دانش در مرکزهای خدمات کشاورزی انجام شد. ...
بیشتر
یکی از مهمترین چالشهای سازمانها در استقرار مدیریت دانش، شناسایی عوامل کلیدی موثر بر اجرای آن است؛ زیرا شناخت این عوامل ضمن تسهیل اجرای مدیریت دانش، از اتلاف منابع و ناکارآمدی برنامه ها جلوگیری میکند. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی، اعتبارسنجی و تبیین متغیرهای موثر بر پیادهسازی مدیریت دانش در مرکزهای خدمات کشاورزی انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات پیمایشی مقطعی است که با دیدمان آمیخته انجام شده و ترکیبی از روش کیفی با رویکرد دادهبنیاد و روش کمی مبتنی بر اندازه گیریهای میدانی است. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر خبرگان مدیریت دانش در سازمانهای زیربط بخش کشاورزی در خراسان رضوی میباشد. نمونه آماری تحقیق در بخش کیفی 27نفر که بطور هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی 147نفر که به روش سرشماری انجام گردید. بمنظور گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته از 96گویه در 3بخش بر مبنای طیف لیکرت پنج گزینه ای استفاده شد.علاوه بر روایی صوری پرسشنامه که توسط 16تن از اعضای هیات علمی دانشگاه تایید شد از روایی سازه(AVE=0/7) و برای پایایی از آلفای کرونباخ(ra =0/89) و پایایی ترکیبی(0/8=CR) استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی، مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی و آزمون فریدمن در نرمافزارهایSPSS وSmart-PLS انجام شد. نتایج نشان داد که در عامل سازمانی؛ فرهنگ و سرمایه دانشی(β=0.724)، ساختار و نظام مدیریتی(β=0.751) و زیرساخت فناوری و مدیریت اطلاعات (β=0.731)، در عامل محیطی؛ ویژگیهای اقتصادی(β=0.872)، جمعیت شناختی(β=0.853) و اطلاعاتی و آموزشی (β=0.527) و در عامل فردی، ابعاد مهارتی (β=0.816) و انگیزشی (β=0.498) اثرمثبت و معناداری بر پیادهسازی مدیریت دانش داشتند. نتایج آزمون فریدمن نیزنشان داد که عامل سازمانی(MR=2/75) و متغیرهای فرهنگ و سرمایه دانشی(MR=2/09)، ویژگیهای اطلاعاتی و آموزشی بهره برداران(MR=4/35)، بُعد انگیزشی کارشناسان(MR=3/27)بالاترین اولویت را در پیاده سازی مدیریت دانش در مرکزهای خدمات کشاورزی دارد.
مقاله پژوهشی
عبداله موموندی؛ مهنا شاهمرادی؛ مریم خسروبیگی؛ ابوالفضل ریحانی
چکیده
خلأ عملکرد به فاصله میان عملکرد قابل حصول و عملکرد واقعی کشاورزان اطلاق میشود و تداوم آن در کشتزارهای گندم ایران، آن را به مسئلهای مهم در تولید و سیاستگذاری کشاورزی تبدیل کرده است. با وجود اهمیت این موضوع، شواهد کافی از مطالعات جامع ملی درباره کاهش این خلأ از طریق مداخلات آموزشی-ترویجی وجود ندارد. این پژوهش با هدف تحلیل اثربخشی ...
بیشتر
خلأ عملکرد به فاصله میان عملکرد قابل حصول و عملکرد واقعی کشاورزان اطلاق میشود و تداوم آن در کشتزارهای گندم ایران، آن را به مسئلهای مهم در تولید و سیاستگذاری کشاورزی تبدیل کرده است. با وجود اهمیت این موضوع، شواهد کافی از مطالعات جامع ملی درباره کاهش این خلأ از طریق مداخلات آموزشی-ترویجی وجود ندارد. این پژوهش با هدف تحلیل اثربخشی آموزشهای ترویجی بر کاهش خلأ عملکرد گندم در ایران در سال زراعی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ انجام شد. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش علی-مقایسهای و مبتنی بر دادههای میدانی بود. جامعه آماری شامل ۸۷۲۹ گندمکار آبی و دیم در ۲۹ استان و منطقه جنوب کرمان، (در ۳۲۳ منطقه هدف) تحت پوشش بود. دادهها از طریق پرسشنامههای ثبت عملکرد، گزارشهای اجرایی و مستندات رسمی پروژه گردآوری و با استفاده از SPSS-18 و آمار توصیفی و آزمونهای مقایسه میانگین تحلیل شدند. شاخصهای مورد بررسی شامل خلأ عملکرد، افزایش عملکرد، ارزش اقتصادی و نسبت فایده به هزینه بود. نتایج نشان داد اجرای آموزشهای ترویجی در هر دو نظام آبی و دیم با کاهش خلأ عملکرد و افزایش منافع اقتصادی همراه بوده است. در گندم آبی، کاهش نسبی خلأ عملکرد ۱۱٫۷۷ درصد، و نسبت فایده به هزینه ۴٫۸۸ برابر (به ازای هر ریال هزینه آموزشی- ترویجی) به دست آمد. در گندم دیم نیز این مقادیر بهترتیب ۸٫۴۱ درصد، و ۴٫۵۴ برابر بود. در مجموع، در اثر اجرای آموزش های ترویجی در سطح ۱۰۳۰۶۱هکتار، میزان اضافه محصول تولید شده کشتزاریهای تحت پوشش حدود ۳۸۷۰۰ به ارزش حدود به ۷۹۴۶ میلیارد ریال بود.
به این ترتیب مشخص شد که آموزش های ترویجی، در صورت پیوند با بستههای فنی، کشاورزان محوری و یادگیری مزرعهای، میتوانند راهکار مؤثری برای کاهش خلأ عملکرد گندم و بهبود کارایی اقتصادی تولید در مقیاس ملی باشند.
مقاله پژوهشی
حامد ایزدی؛ بهمن خسروی پور؛ مسلم سواری
چکیده
امروزه با توجه به روند رو به افزایش تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی، محور پژوهش به یک عنصر حیاتی برای رشد علمی دانشگاهها تبدیل شده است. یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر انجام پژوهش در دانشجویان، باورهای آنها نسبت به تواناییهایشان در این زمینه است. خودکارآمدی پژوهشی پیشبینی قابل توجهی برای بهرهوری پژوهش در بین دانشجویان و به عنوان ...
بیشتر
امروزه با توجه به روند رو به افزایش تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی، محور پژوهش به یک عنصر حیاتی برای رشد علمی دانشگاهها تبدیل شده است. یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر انجام پژوهش در دانشجویان، باورهای آنها نسبت به تواناییهایشان در این زمینه است. خودکارآمدی پژوهشی پیشبینی قابل توجهی برای بهرهوری پژوهش در بین دانشجویان و به عنوان پیشبینی کننده مهمی برای پایداری و پیشرفت تحصیلی دانشجویان تأیید میشود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی عوامل مؤثر بر خودکارآمدی پژوهشی در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاههای علوم کشاورزی و منابع طبیعی ایران صورت گرفته است. جامعه آماری شامل همه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاههای علوم کشاورزی و منابع طبیعی ایران بوده که برای تعیین شمار نمونه آماری، از روش معکوس ریشه مربع استفاده شده و در نهایت 384 دانشجو به صورت نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامهای با مقیاس لیکرت پنج سطحی بود که روایی شکلی آن با نظرخواهی از متخصصان حوزه ترویج و آموزش کشاورزی و پایایی آن نیز با محاسبه ضریب تتای ترتیبی (80/71-0/0θ=) تائید شد. همچنین روایی همگرا با محاسبه بارهای عاملی و شاخص میانگین واریانس استخراج شده (68/0-51/0AVE=) در حد مطلوب برآورد شد. دادههای گردآوری شده با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل همبستگی و مدل-سازی معادلات ساختاری با رویکرد تحلیل عاملی تائیدی برای استخراج مدل اندازهگیری، در نرم افزارهای SPSSو Amos پردازش و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده از مدل معادلههای ساختاری تحلیل مسیر نشان داد، متغیرهای تجربه پژوهشی، ارتباط استاد-دانشجو، انگیزه پیشرفت، علاقه و تشویق کلامی تأثیر مثبت، مستقیم و معنیداری بر خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دارند و این پنج متغیر در مجموع قادرند 61 درصد از تغییرات خودکارآمدی پژوهشی را پیشبینی نمایند.
مقاله پژوهشی
ارکیده حیدرنژاد؛ سید سهیل قائم مقامی
چکیده
پیچیدگیهای نظام سلامت دام و امنیت غذایی، بازنگری در ساختار آموزش تکنسینهای دامپزشکی را ضروری ساخته است. نقش تکنسین دامپزشکی صرفاً به اجرای دستورات درمانی محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از تواناییهای ترکیبی شامل دانش، مهارت، دقت، مسئولیتپذیری، اخلاق حرفهای و همکاری بینبخشی را دربرمیگیرد. این پژوهش با هدف تدوین الگوی ...
بیشتر
پیچیدگیهای نظام سلامت دام و امنیت غذایی، بازنگری در ساختار آموزش تکنسینهای دامپزشکی را ضروری ساخته است. نقش تکنسین دامپزشکی صرفاً به اجرای دستورات درمانی محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از تواناییهای ترکیبی شامل دانش، مهارت، دقت، مسئولیتپذیری، اخلاق حرفهای و همکاری بینبخشی را دربرمیگیرد. این پژوهش با هدف تدوین الگوی شایستگیمحور توسعه حرفهای تکنسینهای دامپزشکی، با رویکرد تحلیل وظایف شغلی دیکوم (DACUM) و با الهام از روش نظاممند و ساختاریافته توسعه برنامه درسی نورتون، در سال 1402 انجام شد. روش پژوهش، کیفی و کاربردی بود و دادهها از طریق روشهای معتبر شامل تحلیل اسنادی، مصاحبههای هدفمند با خبرگان حوزه دامپزشکی، مشاهده مستقیم فعالیتهای شغلی و تحلیل دقیق وظایف شغلی گردآوری شدند. بهمنظور اطمینان از انطباق مهارتها با الزامات جهانی، نظام کدگذاری شایستگیهای طبقهبندی بینالمللی مشاغل ایسکو 2008 مورد استفاده قرار گرفت. این انطباق جهانی نهتنها اعتبار علمی و عملی الگوی تدوینشده را ارتقا میبخشد، بلکه درک متقابل از شایستگیها و تسهیل فرصتهای شغلی در سطح بینالمللی را نیز فراهم میآورد. الگوی نهایی توسعه برنامه درسی، بر مبنای پنج مرحله کلیدی مدل نورتون شامل تحلیل نیازها، تعیین اهداف یادگیری، طراحی تجارب یادگیری مؤثر، تدوین استانداردهای عملکرد و ایجاد نظام ارزشیابی ساختاریافته، طراحی و ارائه شد. این پژوهش، تکنسین دامپزشکی را در سه حوزه اصلی طبقهبندی کرده و در این راستا ۲۴ تکلیف کاری کلیدی و ۱۹۶ مرحله کاری را برای شایستگی حرفهای و ارزشیابی حرفهای تکنسینها و دستیاران دامپزشکی احصاء کرده است. تحلیلها نشان دادند که عدم توجه به چنین معیارهایی، موجب افزایش خطاهای درمانی و مدیریت بهداشتی، اتلاف منابع و افت کارایی نیروها میشود. در نهایت، پژوهش حاضر با ارائه چارچوبی استاندارد از شایستگیهای موردنیاز، امکان بازطراحی برنامههای درسی، تدوین معیارهای مهارت ملی، بهبود ارزشیابی و گواهیدهی و ارتقای خدمات دامپزشکی را فراهم میکند و میتواند الگویی مناسب برای سایر مشاغل حوزه دامپزشکی باشد.
مروری
غلامرضا فرخی
چکیده
تحقق کشاورزی پایدار مستلزم ارتقای دانش، نگرش و رفتار زیستمحیطی بهرهبرداران است؛ اما نظام مدیریت آموزش محیطزیست کشاورزان با محدودیتهایی نظیر کمبود نیروی متخصص، یکسویه بودن محتوا و ناتوانی در شخصیسازی پیامهای آموزشی مواجه است. ظهور هوش مصنوعی مولد و مدلهای زبانی بزرگ، فرصت تازهای برای بازطراحی این نظام فراهم کرده ...
بیشتر
تحقق کشاورزی پایدار مستلزم ارتقای دانش، نگرش و رفتار زیستمحیطی بهرهبرداران است؛ اما نظام مدیریت آموزش محیطزیست کشاورزان با محدودیتهایی نظیر کمبود نیروی متخصص، یکسویه بودن محتوا و ناتوانی در شخصیسازی پیامهای آموزشی مواجه است. ظهور هوش مصنوعی مولد و مدلهای زبانی بزرگ، فرصت تازهای برای بازطراحی این نظام فراهم کرده است. هدف این مقاله، بررسی ظرفیتها، چالشها و الزامات بهکارگیری هوش مصنوعی مولد در مدیریت آموزش محیطزیستی کشاورزان و ارائه چارچوبی مفهومی برای طراحی چنین نظامی در راستای توسعه پایدار کشاورزی است.
این پژوهش با روش مرور تحلیلی منابع علمی انجام شد. یافتهها نشان داد هوش مصنوعی مولد میتواند از طریق ارائه آموزشهای شخصیسازیشده درباره مدیریت پایدار آب و خاک، تولید محتوای بومیسازیشده درباره کاهش مصرف نهادههای شیمیایی، و ارائه بازخورد فوری درباره پیامدهای زیستمحیطی تصمیمهای زراعی، به ارتقای سواد زیستمحیطی کشاورزان کمک کند. بر این اساس، چارچوب مفهومی «مروج هوشمند آموزش محیطزیست کشاورزی» در پنج لایه پیشنهاد شد: چهار لایه عملیاتی ورودی، پردازش، دانش تخصصی و خدمات آموزشی، و یک لایه فراگیر حکمرانی و مدیریت سازمانی که تخصیص منابع، ارزیابی عملکرد و مدیریت ریسک را بر عهده دارد و چارچوب فنی-آموزشی را به نظام مدیریت ترویج پیوند میدهد. در این چارچوب، هوش مصنوعی نقش واسط دانشی میان منابع علمی زیستمحیطی و بهرهبرداران را ایفا میکند، بدون آنکه جایگزین مربیان انسانی یا مدیران آموزش شود. با این حال، محدودیت دادههای زیستمحیطی بومی، شکاف دیجیتال میان مناطق روستایی و شهری، تفاوتهای زبانی و فرهنگی، و احتمال تولید محتوای نادرست، از مهمترین موانع توسعه این فناوری محسوب میشوند. استقرار مؤثر این نظام مستلزم بازتعریف نقش مدیران ترویج، تخصیص هدفمند منابع، مدیریت تغییر سازمانی و رویکرد همکاری میان انسان و هوش مصنوعی در فرآیند آموزش است.
مقاله پژوهشی
صدیقه قاسمی؛ فرزاد فربود؛ آرمان بخشی جهرمی؛ لیلا سجادی فر
چکیده
شبکه آموزش مجازی کشاورزی (شاک) بهعنوان رسانه رسمی آموزش مجازی وزارت جهاد کشاورزی، نقش مهمی در انتقال دانش، فناوری و مهارتهای نوین کشاورزی به بهرهبرداران دارد؛ ازاینرو، ارزیابی کیفیت برنامههای آموزشی آن برای بهبود اثربخشی ضروری است. این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت برنامههای شبکه شاک در استان فارس و شناسایی عوامل مؤثر بر ...
بیشتر
شبکه آموزش مجازی کشاورزی (شاک) بهعنوان رسانه رسمی آموزش مجازی وزارت جهاد کشاورزی، نقش مهمی در انتقال دانش، فناوری و مهارتهای نوین کشاورزی به بهرهبرداران دارد؛ ازاینرو، ارزیابی کیفیت برنامههای آموزشی آن برای بهبود اثربخشی ضروری است. این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت برنامههای شبکه شاک در استان فارس و شناسایی عوامل مؤثر بر آن، با رویکرد کمّی (پیمایش) و از نوع کاربردی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه فراگیرانی بود که در بازه زمانی سهماهه (مهر تا آذر ۱۴۰۴) دورههای آموزشی شبکه آموزش مجازی کشاورزی (شاک) در استان فارس را با موفقیت به پایان رسانده بودند. در این بازه زمانی، پس از حذف موارد تکراری، تعداد 300 نفر به عنوان فراگیران منحصربهفرد واجد شرایط شناسایی شدند. با توجه به محدود بودن حجم جامعه، روش سرشماری برای دعوت از اعضای جامعه پژوهش به کار گرفته شد؛ به این صورت که لینک پرسشنامه الکترونیکی برای تمامی 300 نفر ارسال گردید. در نهایت، 193 نفر از فراگیران با مشارکت داوطلبانه پرسشنامه را بهطور کامل تکمیل کردند و دادههای حاصل از پاسخهای آنان در تحلیلهای آماری مورد استفاده قرار گرفت. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه محققساخته مشتمل بر هشت سازه و 54 گویه بود و گویههای هر سازه با مقیاس پنجدرجهای لیکرت (1: بسیار نامناسب تا 5: بسیار مناسب) سنجیده شدند. روایی شکلی پرسشنامه با نظرخواهی از متخصصین موضوعی و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای ترتیبی و پایایی ترکیبی در نرمافزار R تأیید شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه به روش Enter در نرم افزار spss20 تحلیل شدند.